در كتاب تحرير الوسيله امام خمينى قدس سره در مورد معيار گناهان كبيره، چنين آمده است:
1: گناهانى كه در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامى وعدهى آتش دوزخ، داده شده باشد.
2: از طرف شرع، به شدت، از آن نهى شده است.
3: دليل، دلالت دارد كه آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان كبيره است.
4: عقل، حكم كند كه فلان گناه، گناه كبيره است.
5: در ذهن مسلمينِ پاىبند به دستورات الهى، چنين تثبيت شده كه فلان گناه، از گناهان بزرگ است.
6: از طرف پيامبر صلى الله عليه وآله يا امامان عليهم السلام در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است.
سپس مىگويند: گناهان كبيره، بسيار است، بعضى از آنها عبارتند از:
1: نا اميدى از رحمت خدا.
2: ايمن شدن از مكر خدا.
3: دروغ بستن به خدا يا رسول خدا صلى الله عليه وآله و يا اوصياى پيامبرعليهم السلام
4: كشتن نا بجا.
5: عقوق پدر ومادر.
6: خوردن مال يتيم از روى ظلم.
7: نسبت زنا به زن با عفت.
8: فرار از جبهه جنگ با دشمن.
9: قطع رحم.
10: سحر و جادو.
11: زنا.
12: لواط.
13: دزدى.
14: سوگند دروغ.
15: كتمان گواهى. (در آنجا كه گواهى دادن واجب است)
16: گواهى به دروغ.
17: پيمان شكنى.
18: رفتار بر خلاف وصيّت.
19: شرابخوارى.
20: رباخوارى.
21: خوردن مال حرام.
22: قمار بازى.
23: خوردن مردار و خون.
24: خوردن گوشت خوك.
25: خوردن گوشت حيوانى كه مطابق شرع ذبح نشده است.
26: كم فروشى.
27: تعرّب بعد از هجرت. يعنى انسان به جايى مهاجرت كند كه دينش را از دست مىدهد.
28: كمك به ستمگر.
29: تكيه بر ظالم.
30: نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر.
31: دروغگويى.
32: تكبر.
33: اسراف و تبذير.
34: خيانت.
35: غيبت.
36: سخن چينى.
37: سر گرمى به امور لهو.
38: سبك شمردن فريضه حج.
39: ترك نماز.
40: ندادن زكات.
41: اصرار بر گناهان صغيره.
اما شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده، و دشمنى با اولياى خدا، از بزرگترين گناهان كبيره مىباشد.
همانگونه كه بيان شد طبق فتواى امام خمينى قدس سره، گناهان كبيره بسيار است. و آنچــه در بالا ذكر شد قسمتى از آنها است، مثلاً توهين به كعبه و قرآن و پيامبر صلى الله عليه وآله و امامان عليهم السلام يا ناسزا گفتن به آنها و بدعتگذارى و.... از گناهان كبيره است.
موارد تبديل گناه صغيره به كبيره :
از آيات و روايات استفاده مىشود كه در چند مورد، گناه صغيره، تبديل به كبيره مىشود و حكم گناهان كبيره را پيدا مىكند از جمله:
1) اصرار بر صغيره :
تكرار گناه صغيره، آن را تبديل به گناه كبيره مىكند، و اگر انسان حتى يك گناه كند، ولى استغفار نكند، و در فكر تـوبه هــم نباشد، اصرار به حساب مىآيد.
گناه صغيره همچون نخ نازك و باريكى است كه اگر تكرار شود، طناب و ريسمان ضخيم و كلفتى مىگـردد كه پـاره كردنـش مشكل است.
قرآن دربارهى پرهيزكاران مىفرمايد:
«ولم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون» سوره آل عمران آیه 135
«آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند.»
امام باقر عليه السلام در شرح اين آيه فرمود:
«اصرار، عبارت از اين است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد و در فكر توبه نباشد.
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود:
«اياك و الاصرار فانه من اكبر الكبائر و اعظم الجرائم»
«از اصرار بر گناه بپرهيز، چرا كه از بزرگترين جرايم است.»
از گناهان كوچك غافل نشويم :
امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وآله همراه ياران (در سفرى) در سرزمـيـن بى آب و علفى فرود آمد، به يارانش فرمود: «ائتوا بحطب»، «هيزم بياوريد» كه از آن آتش روشن كنيم تا غذا بپزيم.
ياران عرض كردند: اينجا سرزمين خشكى است و هيچگونه هيزم در آن نيست!.
رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: «برويد هر كدام هر مقدار مىتوانيد جمع كنيد» آنها رفتند و هر يك مختصرى هيـزم يا چوب خشكيدهاى با خود آورد و همه را در پيش روى پيامبر صلى الله عليه وآله روى هم ريختند، پيامبر صلى الله علـيه وآله فرمود:
«هكذا تجتمع الذنوب» «اينگونه گناهان، روى هم انباشته مىشوند»، سپس فرمود:
«ايّاكم و الُمحقّرات من الذّنوب...»
«از گناهان كوچك بپرهيزيد كه همه آنها جمع و ثبت مىگردد.»
امام صادق عليه السلام فرمود:
«لا صَغيرة مع الاِصرار»
«در صورت اصرار، گناه صغيرهاى نباشد.»
2) كوچك شمردن گناه :
كوچك شمردن گناه، آن را به گناه بزرگ تبديل مىكند، براى روشن شدن موضوع، به اين مثال توجه كنيد:
اگر كـسى سنگى به سوى مــا پرتــاب كند، ولى بعــداً پشيمان شــده و عذرخواهى كنـد، ممكن است او را ببخشيم، ولـى اگر سنگريزهاى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگويد: اين كه چيزى نيست، بىخيالش. او را نمىبخشيم، زيــرا اين كـار، از روح استكبارى او پرده برمىدارد و بيانگر آن است كه او گناهش را كوچك مىشمرد.
به اين روايات توجه كنيد:
1: امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود:
«من الذّنوب التّى لا يغفر ان تقول ليتنى لا أُؤاخَذُ الاّ بهذا»
«از گناهان نابخشودنى اين است كه انسان بگويد: كاش مرا به غير از اين گناه مجازات نكنند.»
يعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد.
2: اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد:
«أشدّ الذّنوب ما استَهان به صاحبه»
«بدترين گناهان، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد.»
3: امام صادق عليه السلام فرمود:
«از گناه حقير و ريز، بپرهيز (سبك مشمار) كه آمرزيده نشود.»
عرض كردم: گناهان حقير چيست!؟ فرمود آن است كه:
«الرّجل يَذنب فيَقول طُوبى لى لو لم يَكن لى غير ذلك»
«كسى گناه كند و بگويد خوشا به حال من اگر غير از اين گناه نداشتم.»
4: حضرت سجاد عليه السلام در ضمن دعا، به خدا عرض مىكند:
«الّلهم اَعُوذُ بِكَ مِن... الاِصرارِ عَلى المَأثَم و استِصغار المَعصيَة»
«پروردگارا! به تو پناه مىبرم از اصرار بر گناهان، و كوچك شمردن گناه.»
3) اظهار خوشحالى هنگام گناه :
لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه، از امورى است كه گناه را بزرگ مىكند و موجب كيفر بيشتر مىشود. در اينجا به چند روايت توجه كنيد:
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود:
«شر الاشرار من تبهّج بالشر»
«بدترين بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد.»
و نيز فرمود:
«مَن تَلذّذ بمعاصِى الله ذُلّ»
«كسى كه از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مىرساند.»
امام سجاد عليه السلام فرمود:
«إيّاك و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من ركوبه»
«از شاد شدن هنگام گناه بپرهيز، كه اين شادى بزرگتر از انجام خود گناه است.»
و نيز فرمود:
«حلاوة المعصية يفسدها اليم العقوبة»
«عذاب دردناك گناه، شيرينى آن را تباه مىسازد.»
و از سخنان امام سجاد عليه السلام است:
«لا خير فى لذّة من بعدها النّار»
«در لذتى كه بعد از آن آتش دوزخ است خيرى نيست.»
رسول اكرم صلى الله عليه وآله فرمود:
«من اذنب ذنبا و هو ضاحك دخل النار و هو باك»
«كسى كه گناه كند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ مىشود در حالى كه گريان است.»
4) گناه از روى طغيان :
يكى ديگر از امورى كه موجب تبديل گناه كوچك به گناه بزرگ مىشود، طغيان و سركشى در انجام گناه است؛
«امّا مَن طَغى وَ اثَر الحَياة الدّنيا فَاِنّ الجَحِيمَ هِىَ المَأوى» سوره نازعات آیات 37 - 39
«و اما آنها كه طغيان كردند و زندگى دنيا را مقدم شمردند، بىگمان جايگاهشان دوزخ است.»
5) مغرور شدن به مهلت الهى :
ديگر از امورى كه گناه كوچك را به گناه بزرگ تبديل مىكند، آن است كه گنهكار مهلت خدا و مجازات نكردن سريــع او را دليل رضايت خدا بداند و يا خود را محبوب خدا بداند.
«و يقولون فى انفسهم لولا يعذّبنا اللّه بما نقول حسبهم جهنّم يصلونها فَبِئسَ المَصير» سوره مجادله آیه 8
«گناهكاران در دل مىگويند: چرا خدواند ما را به خاطر گناهـانـمان عذاب نـمىكند؟ جهــنم براى آنهـا كــافى اســت، وارد آن مىشوند و بد جايگاهى است.»
وعده عذاب جهنم براى چنين افرادى، دليل آن است كه گناه افــرادى كه مغـرور به عـدم مجازات سريع خداوند هستند، گناه كبيره است.
6) تظاهر به گناه :
آشكار نمودن گناه نيز، گناه صغيره را تبديل به گناه كبيره مىكند. و شايد از اين نظر است كه آشكار نمودن گناه حاكى از تجـرّى و بىباكى بيشتر گنهكار است. و موجب آلوده كردن جامعه، و عادى نمودن گناه مىگردد.
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود:
«ايّاك و المجاهرة بالفُجور فانّه من اشدّ المآثم»
«از آشكار نمودن گناهان بپرهيز، كه آن از سختترين گناهان است.»
حضرت رضا عليه السلام فرمود:
«المستتر بالحسنة يعدل سبعين حسنة و المذيع بالسيّئة مخذول»
«پاداش پنهان كننده كردار نيك، معادل هفتار كار نيك است، و آشكار كننده گناه، خوار مىباشد.»
7) گناه شخصيتها :
گناه آنان كه در جامعه، داراى موقعيت خاص هستند، با گناه ديگران يكسان نيست، و چه بسا گناه صغيره آنـها، حكــم گناه كبيره را داشته باشد، زيرا گناه آنها داراى دو بعد است: بعد فردى و بعد اجتماعى.
گناه شخصيتها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى مىتواند زمينهى اغوا و انحراف جامعه و مــوجب سستى ديــن مردم شود.
بر همين اساس، حساب خداوند با بزرگان و شخصيت ها، غير از حساب او با ديگران است.
ادامه دارد...