به داوود پیامبر وحی آمد:«یا داوود طهّر لی بیتاً أسکنُهُ ؛ ای داوود خانه ای که درآن جای گزینم پاک گردان»
داوود گفت: خداوندا؛ آن کدام خانه است که شایسته عظمت و جلال تو باشد؟ فرمود: دل بنده مومن. یا داوود إنّا عند قلوب المحمومه، إنّا عند قلوب المنکسره. هر چیز بسوزد و بشکند بی قیمت و بی ارزش گردد الّا دل که بسوزد و قیمتی شود. بشکند و ارزشی شود.
نیـازارم ز خـود هرگـز دلی را که می ترسم در آن جای تو باشد
دل لطیفه ای است ربانی و نظرگاه حضرت سبحان جل جلاله و به این دل جسمانی وابسته است. این جزء غیر مادی حقیقت انسان است وفلاسفه آن را «نفس ناطقه» می نامند. این لطیفه ربانی است که مُدرک و عالِم است و در مقام بازجویی کارها از او مطالبه می شود و خطاب و عتاب هم با اوست.
عرفا برای دل آدمی چهار پرده متصورند. و مراد از پرده های دل همان مراتب مختلف و حالات گوناگون انسان است. به اعتبارات مختلف «پرده اول صدر است که مستقر عهد اسلام است؛ پرده دوم قلب است که محل نور ایمان است؛ پرده سوم فؤاد است که سراپرده مشاهدت حق است.» فؤاد همان قلب است امّا به اعتبار معنی تَفَوُّد (افروخته شدن) که در ریشه آن است به این نام خوانده می شود چرا که باید آن را در اصل «ناحیه روشن دل» نامید.
و پرده چهارم شغاف است محل فرود آمدن قافله و کاروان عشق ازلی. «شغاف سویدای دل یا حجاب اندرون دل و رسیدن به غلاف دل را گویند.»
هر یک از پرده ها خاصیتی است و از جانب حق به هریکی نظری «چنانچه خداوند سبحان خواهد که رمیده ای را به کمند عنایت و لطف خویش کشد اول نظری کند بر صدر وی تا سینه وی از حراجس و هواهای نفسانی پاک گردد. پس نظری بر قلب وی کند تا از آلایش دنیا و اخلاق نکوهیده مانند خودپسندی و کبر و حسد پاک گردد. پس نظری بر فؤاد وی کند و او را از علایق و خلایق جدا کند و چشمه علم و حکمت را در دل وی جوشان و جاری کند و نور هدایت را در دلش مستقر گرداند. پس نظری در شغاف وی افکند؛ نظری که شراب است و دل عارف زینت و زیور او. چون نظر بر شغاف افتد او را از آب وگل جدا کند و در کوی و وادی فنا افکند.»
پیامبر عظیم الشأن ما می فرماید:
«رویها را میارایید که آراستن روی رابه حضرت عزت افتخار نیست؛
مویها را پرتاب نکنید که موی پرتاب و مجعد را بر آن درگاه اعتبار نیست؛
به صورتها بس منازید که صورت را قدر و مقدار نیست؛
کاری که هست جز با دلهای پردرد نیست.»
در کوی ما شوکت شاهی نمی خرند در کوی ما شکسته دلی می خرند وبس
منابع:
کیمیای سعادت امام محمد غزالی
کشف الاسرار میبدی(دکتر رکنی یزدی)