| ورود مصلاي تهران
 
مشخصات مقاله
زن از دیدگاه امام علی (ع) 2

جايگاه زن
حضرت اميرالمؤمنان على عليه السلام مى‏فرمايند:
«فان المراة ريحانة و ليست‏بقهرمانة‏» (9)
«زن مانند گل لطيف و زيباست و مانند مردان جنگى سخت و خشن نيست‏»
آفرينش از نظر قرآن كريم با جمال و زيبايى آميخته است، هم جمال و زيبايى نفس و هم جمال و زيبايى نسبى خواه در قلمرو موجودهاى مادى و خواه در منطقه موجودهاى مجرد و معنوى. استنباط جمال و زيبايى نفسى هر موجود در حد ذات خويش - خواه ماده و خواه مجرد - از انضمام دو آيه قرآن حاصل مى‏شود.
اول: آيه «الله خالق كل شى‏ء» (10) است كه دلالت دارد هر چيزى غير خدا، مخلوق ذات اقدس خداوند است‏خواه مجرد باشد و خواه مادى، خواه از ذوات باشد خواه از اوصاف.
دوم: آيه «الذى احسن كل شى‏ء خلقه‏» (11) است كه دلالت دارد هر چيزى را كه خداوند آفريد جميل و زيبا خلق كرد و هيچگونه نقص و عيب نفسى در متن هستى يافت نمى‏شود، چه در نشئه ماده و چه در منطقه مجرد و نيز، هم در قلمرو ذوات اشياء و هم در نشئه اوصاف آنها.
استظهار جمال و زيبايى نسبى برخى از موجودات نسبت‏به بعضى از موجودات ديگر نيز از بررسى چند مورد به دست مى‏آيد، يكى آيه: «انا جعلنا ما على و الارض زينة لها» (12) يعنى ما آنچه را كه روى زمين قرار دارد از مناظر طبيعى به عنوان زينت زمين قرار داده و كره ارض را بدان مزين نموديم، و ديگرى آيه، «انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب‏» (13) يعنى ما فضاى بالا را با ستاره‏هاى روشن زينت داديم. از اين آيات زينت و جمال نسبى موجودات مادى نسبت‏به يكديگر معلوم مى‏شود. (14) و زن مظهر جمال خداست. او موجودى لطيف و زيباست كه مى‏تواند همچون مردان به تمام كمالات و مقامات معنوى نائل آيد و اين بدان معنا نيست كه همچون مردان به ميدان جنگ و كارزار رود بلكه خداوند زن و مرد را مكمل و كامل كننده يكديگر آفريده است.
زن ريحان و گل است و شما مردها معطر باشيد و اين قدر با بوهاى متعفن، شامه‏تان را بد عادت نكنيد. زنها به عطر ريحان معطرند و به شما عاطفه مى‏دهند. لذا در جنگهاى اسلامى، خشونتى كه در جنگهاى غير اسلامى هست، وجود ندارد و آن درنده خويى كه ديگران دارند در ميان مسلمين مشاهده نمى‏شود با اين كه مسلمين، زنها را به حجاب دعوت مى‏كنند، اما از عاطفه زن به عنوان يك محور تربيتى استفاده مى‏كنند. اسلام زن را در سايه حجاب و ساير فضايل به صحنه مى‏آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود و دنياى كنونى، حجاب را از زن گرفته تا زن به عنوان لعبه به بازار بيايد و غريزه را تامين كند. زن وقتى با سرمايه غريزه به جامعه آمد ديگر معلم عاطفه نيست، فرمان شهوت مى‏دهد نه دستور گذشت، و شهوت جز كورى و كرى چيزى به همراه ندارد، لذا اسلام اصرار دارد كه زن در جامعه بيايد ولى با حجاب بيايد، يعنى بيايد كه درس عفت و عاطفه بدهد نه اين كه درس شهوت و غريزه بياموزد.
شبهه نقصان ايمان
يكى از شبهاتى كه پيرامون موضوع زن همواره مطرح مى‏شود، مضمون روايتى در نهج البلاغه است كه در آن از زنها به بدى ياد كرده و فرموده است:
«معاشر الناس، ان النساء نواقص الايمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول، فاما نقصان ايمانهن، فقعودهن عن الصلاة و الصيام فى ايام حيضهن، و اما نقصان عقولهن فشهادة امراتين كشهادة الرجل الواحد، و اما نقصان حظوظهن فهو اريثهن على الانصاف من مواريث الرجال. (15)
حضرت على عليه السلام پس از پايان نبرد جمل، در نكوهش زنان مى‏فرمايد:
«مردم! ايمان زنان ناتمام است، بهره آنان ناتمام، خرد ايشان ناتمام، نشانه ناتمامى ايمان، معذور بود نشان از نماز و روزه است‏به هنگام عادتشان، و نقصان بهره ايشان، نصف بودن سهم آنان از ميراث است نسبت‏به سهم مردان، و نشانه ناتمامى خرد آنان اين بود كه گواهى دو زن چون گواهى يك مرد به حساب رود. پس از زنان بد بپرهيزيد و خود را از نيكانشان واپاييد، و تا در كار زشت طمع نكنند، در كار نيك از آنان اطاعت ننماييد» (16)
زن، ايمانش ناقص است، زيرا در ايام عادت از نماز و روزه محروم است، عقلش كم است، زيرا شهادت دو زن معادل يك مرد است، و حظ مالى او نيز نصف سهميه مرد است. مشابه اين مضمون از رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز رسيده است. (17) براى پاسخ به اين شبهه لازم است مقدمه‏اى در مورد زمينه ستايش‏ها و نكوهش‏هايى كه در بعضى از آيات و روايات آمده است ذكر شود.
ستايش‏ها و نكوهش‏ها
گاهى حادثه و يا موضوعى، در اثر يك سلسله عوامل تاريخى، زمان، مكان، افراد، شرايط و علل و اسباب آن، ستايش يا نكوهش مى‏شود، معناى ستايش يا نكوهش بعضى حوادث و يا امور جنبى يك حادثه، اين نيست كه اصل طبيعت آن شى‏ء قابل ستايش و يا مستحق نكوهش مى‏باشد، بلكه احتمال دارد زمينه خاص سبب اين ستايش يا نكوهش شده است. مثلا اگر از قبيله‏اى ثناء و ستايش به عمل آمده، احتمال دارد در اثر آن باشد كه مردان خوبى در آن عصر از اين قبيله برخاسته‏اند، و شايد در فاصله‏اى كه ورق برگردد، افراد ديگرى از آن قبيله برخيزند كه مورد نكوهش واقع شوند. و گاهى به عكس، در يك سرزمين افرادى مورد نكوهش قرار مى‏گيرند، بعد طولى نمى‏كشد كه افراد شايان ستايش از آن سرزمين برمى‏خيزند.
در همين ايران شهرهايى بوده كه درباره آنها مذمت‏هاى فراوانى وارد شده است ليكن وقتى به بركت اهل بيت عليهم السلام شهروندان عوض شده، شهرها و بلاد نيز جزو بلاد نمونه و برجسته اين كشور شده‏اند و افرادى از آن سرزمين برخاسته‏اند كه از نظر فضائل اخلاقى و علمى و نبوغ، ممتاز شده‏اند. در نتيجه، مذمت‏ها و نكوهش‏ها تا ابد لازمه آن آب و خاك نبوده، بلكه مقطعى است. و دليلش آن است كه با يك تحول فكرى و اعتقادى، ممكن است نظر سابق برگردد. بخشى از نكوهش‏هاى نهج البلاغه راجع به زن، ظاهرا به جريان جنگ جمل برمى‏گردد، همان گونه كه از بصره و كوفه نيز در اين زمينه نكوهش شده است‏با اين كه بصره، رجال علمى فراوانى تربيت كرده و كوفه مردان مبارز و كم نظيرى را تقديم اسلام نموده و بسيارى از كسانى كه به خونخواهى سالار شهيدان صلوات الله و سلامه عليه برخاستند از كوفه نشات گرفتند، و هم اكنون نيز كوفه جايى است كه به انتظار ظهور حضرت مهدى عليه السلام در آنجا نماز مى‏خوانند، مسجدى دارد كه مقامات بسيارى از صالحين و صديقين در آن واقع شده است و نمى‏توان گفت كه چون مثلا از كوفه يا از بصره نكوهش شده است، آن دو شهر براى هميشه و ذاتا بد و سزاوار نكوهش مى‏باشند. قضاياى تاريخى در يك مقطع حساس زمينه ستايش يا نكوهش را فراهم مى‏كند و سپس با گذشت آن مقطع زمينه مدح و ذم نيز منتفى مى‏شود.

ادامه دارد...


نوشته شده توسط:admin
تاريخ انتشار:86/08/24
تعداد بييندگان:384

برگشت