| ورود مصلاي تهران
 
مشخصات مقاله
سكولاريسم يعنى چه؟ و ديدگاه اسلام درباره سكولاريسم چیست؟

سكولاريسم يعنى چه؟ ديدگاه اسلام را درباره سكولاريسم توضيح دهيد.
در تبيين مفهوم واژه سكولاريسم »Secularism « در زبان فارسى معادلها و معانى متعدّدى براى آن از قبيل: «مخالفت با شرعيّات و مطالب دينى، روح دنيادارى، طرفدارى از اصول دنيوى و عرفى و غير آن بيان شده است. اما رايج‏ترين معادل فارسى آن همان «جدا انگارى دين، دنيا» است. چنانكه سكولار »Secular « نيز به فردى گفته مى‏شود كه به امور معنوى و مذهبى علاقه‏مندى نشان نمى‏دهد، آن را به امور مادى و غير مذهبى نيز ترجمه كرده‏اند،(1) يكى از پژوهشگران و انديشمندان غربى درباره مفهوم سكولاريسم مى‏نويسد: «اگر بخواهيم «جداانگارى دين و دنيا» را به اجمال تعريف كنيم مى‏توانيم بگوييم: فرايندى است كه طى آن وجدان دينى، فعاليت‏هاى دينى و نهادهاى دينى اعتبار و اهميّت اجتماعى خود را از دست مى‏دهند و اين بدان [معنا] است كه دين در عملكرد نظام اجتماعى به حاشيه رانده مى‏شود، و كاركردهاى اساسى در عملكرد جامعه با خارج شدن از زير نفوذ و نظارت عوامل كه اختصاصاً به امر ماوراء طبيعى عنايت دارند عقلانى مى‏گردد. جداانگارى دين و دنيا مفهومى غربى است كه اساساً فرايندى را كه به خصوص بارزترين وجهى در طول قرن جارى در غرب رخ داده است توصيف مى‏كند»،2
سكولاريسم به جدايى قلمرو دين از سياست اشاره دارد، و به تحولاتى نظر دارد كه پس از عصر نوزايى در مغرب زمين شكل گرفت (از قبيل: رنسانس علمى و صنعتى، رواج تمدن ماشين، زرق و برق زندگى مادى و مادى‏گرايى، روى‏گردانى از حقايق دينى و.) و در نهايت منجر به حاشيه‏نشينى دين از عرصه اجتماعى و فردى قلمداد شدن دين، سيطره علوم تجربى و پايه‏ريزى دولت بر مبناى ناسيوناليسم گرديد. مرورى اجمالى بر گذار تاريخى سكولاريسم، نشان مى‏دهد كه خاستگاه سكولاريسم، غرب است و ريشه در رخدادها و مسائل دارد كه در قرون وسطى بر غرب گذشت. نارسايى مفاهيم انجيل و مسيحيت، حاكميت رجال كليسا و عدم جواز نشر مسائل كه با انجيل تحريف شده منافات داشت، تعارض علم و عقل با دين، انحطاط جامعه مسيحى و حاكميت استبداد و اختناق كليسا موجب كنار گذاشته شدن دين از عرصه جامعه گرديد، و در نهايت نهضت اصلاح دينى، حاكميت كليسا را متزلزل كرد و با ارائه آموزه‏هايى كه سكولاريسم را در پى داشت، زمينه‏ساز حاكميت پادشاهان و سلاطين بر امور سياسى و اجتماعى و منزوى شدن كليسا و رجال دين گرديد.
حال كه با مفهوم سكولاريسم آشنا شديم اين سؤال مطرح مى‏شود كه نظر اسلام درباره سكولاريسم چيست؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اسلام، انديشه سكولاريسم را بر نمى‏تابد، در انديشه سكولاريسم، حق قانونگذارى و حاكميت، به غير خدا يعنى انسان واگذار گرديده است، در حالى كه در بينش توحيدى، مالكيت و حاكميت حقيقى و اصلى از آن خداست و بدون اذن او هيچ انسانى حق ندارد بر ديگرى حكم برداند. در انديشه سكولار، دين امرى فردى قلمداد شده و به رابطه فردى انسان و خدا ارتباط دارد ولى آن گاه كه ضرورت دين به عنوان مجموعه‏اى مشتمل بر قوانين اجتماعى براى سعادت مادى و معنوى انسان ثابت گردد، طبعاً گرايش سكولاريسم طرد مى‏شود. اسلام براى همه شؤون انسانى اعم از فردى و اجتماعى، قوانين و مقرراتى دارد، بى شك، هيچ دين الهى و آيين آسمانى تفكيك دين از سياست را نمى‏پذيرد و آنچه در متون مذهبى مسيحيان آمده و ارباب كليسا آنرا ترويج مى‏كنند چيزى جز قلب و تحريف تعليمات راستين حضرت مسيح (ع) نيست. از نظر ما، دين مجموعه‏اى است از معارف نظرى و احكام عملى و احكام عملى دين، هر سه قلمرو ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با خودش، و ارتباط انسان با ديگران را در بر مى‏گيرد بنابراين شامل اخلاق و حقوق و سياست مى‏شود. در قرآن كريم و در روايات معصومين (ع) مجموعه سرشارى از احكام حقوقى و سياسى موجود است. حقوق و سياست نيز بر مبناى دينى از جمله توحيد و معاد مبتنى است به ديگر سخن، اخلاق، حقوق و سياست، هم بخشى‏هايى از كل دين را مى‏سازد و هم ريشه در اساسى‏ترين معارف نظرى دين دارند. در اين جا به برخى آيات و روايات كه مبيّن اين امر است اشاره مى‏كنيم:
1- در برخى از آيات، به اين نكته اشاره شده كه مردم بايد اختلافات خويش را با رجوع به كتاب و احكام الهى حل كنند مانند: كانَ اَلنَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اَللَّهُ اَلنَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ اَلْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ اَلنَّاسِ فِيمَا اِخْتَلَفُوا فِيهِ،3
2- خداوند كسانى را كه احكامى- فردى يا اجتماعى- از نزد خود و بدون اذن الهى وضع مى‏كنند، مذمت مى‏كند، در آيه‏اى خطاب به مشركان مى‏فرمايد: قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اَللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالاً قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اَللَّهِ تَفْتَرُونَ،4
3- در برخى از آيات به پيامبر (ص) مؤكداً دستور پيروى از وحى الهى و عدم تبعيت از آراى ديگران داده شده است: وَ أَنِ اُحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اَللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ،(5)
4- خداوند كسانى را كه بر خلاف آنچه از جانب وحى نازل شده حكم كند، فاسق، ظالم و كافر معرفى مى‏كند: وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اَللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ اَلْكافِرُونَ،(6) و. با توجه به آن‏چه گفتيم دانسته شد كه اسلام در زمينه مسائل اجتماعى قانون دارد و ازاين‏رو با سكولاريسم كه بر تفكيك دين از مسائل سياسى، حقوقى، اجتماعى و خانوادگى استوار است، سازگار نيست.
براى آگاهى بيشتر ر. ك: 1- مجموعه آثار، شهيد مطهرى، ج 1، بخش علل گرايش به ماديگرى، ص 479- 491 2- مبانى انديشه سياسى در اسلام، عميد زنجانى، ص 48 3- محمدجواد نوروزى، نظام سياسى اسلام، ص 33 4- على ربانى گلپايگانى، ريشه‏ها و نشانه‏هاى سكولاريسم، كانون انديشه جوان 5- محمد قطب، سكولارها چه مى‏گويند؟ 6- محمدحسن قدردان قراملكى، سكولاريزم در مسيحيت و اسلام، انتشارات دفتر تبليغات.
پى‏نوشت‏ ها
 1- محمدرضا باطنى، فرهنگ انگليسى- فارسى معاصر، ص 610
2- ميرچاالياده، فرهنگ و دين، ترجمه هيأت مترجمان، مقاله «جداانگارى دين و دنيا» نويسنده «براين ر. ويلسون»، ص 129 و 142
 3- سوره بقره، 213
 4- سوره يونس، 59
5-  سوره مائده، 49
6- سوره مائده، 44


نوشته شده توسط:admin
تاريخ انتشار:86/06/22
تعداد بييندگان:581

برگشت