عرفان در لغت به معنى «شناخت» است و اصطلاحاً به «شناخت خدا» در صورتى كه عاشقانه باشد، گفته مىشود. عارف محبوس شناختهاى استدلالى خشك درباره خدا و صفات او نيست، بلكه خدا را روح حاكم بر سراسر وجود و همه هستى مىبيند. عارف در صدد است همچون قطب عارفان و امير مؤمنان كه فرمود: ما رأيت شيئاً الاّ رأيت الله قبله و بعده و معه هميشه شاهد حق تعالى باشد و گاه فرياد بر مىآورد كه:
به دريا بنگرم دريا ته وينم به صحرا بنگرم صحرا ته وينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت نشان از قامت رعنا ته ونيم

1- عرفان
عرفان دو نوع است نظرى و عملى.
عرفان نظرى مجموعه معارفى درباره شناخت خدا و نقش او در هستى و ارتباط انسان با خدا و شناخت ابعاد الهى انسان و منازل و مقامات سلوك و سفر انسان الى الله و امثال آن است. عارفان بزرگ در طول تاريخ صدها كتاب عرفانى تأليف كرده و به يادگار گذاشتهاند. از مثنوى ملاى رومى گرفته تا منطق الطير عطار. اما در بين همه آثار عرفان نظرى برخى كتب مقام عالى را در حوزههاى علميه كسب كردند كه اكنون متن درسى حوزه علميه قم و ديگر حوزههاى بزرگ است مانند: 1- فصوص الحكم، محى الدين عربى، با شرح قيصرى 2- تمهيد القواعد، صائن الدين ابن تركه 3- مصباح الانس، ابن فنارى.
امام خمينى (ره) هم علاوه بر تحصيل اين كتابها و تدريس آن تعليقهاى بر فصوص الحكم نگاشته است و تجليل معظم له از محى الدين در نامهاى كه به گورباچف نوشت، نشانه احترام و اهتمامى است كه امام امت به ايشان داشته است.
عرفان عملى، سلوك رفتارى و تلاشهاى مستمر يك سالك است كه با مناجاتهاى فراوان در خلوت و جَلْوت و تخلق به اخلاق فاضله، همچون زهد و دورى از دنيا و رفق و محبت به خلق و مانند آن حاصل مىشود. تقوا و پرهيزگارى و دورى از گناهان و عمل به دستور و تكاليف دينى نقش عمدهاى در صفاى قلب ايفا مىكند.
از ميان چهرههاى برجسته عرفان در چند دهه اخير مىتوان از مرحوم قاضى بزرگ استاد عرفا، امام امت، علامه طباطبايى، مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى، مرحوم آية ا... بهاءالدينى و نيز مرحوم سيد احمد آشتيانى و... نام برد.
براى اطلاع بيشتر مىتوانيد به كتابهاى ذيل مراجعه نماييد: 1- مقدمهاى بر عرفان و تصوف، دكتر سجادى 2- برنامه سلوك در نامههاى سالكان، نشر دارلفكر 3- عرفان نظرى، دكتر يحيى يثربى 4- نفحات الانس، احمد حاجى 5- الحمات و العرفان، آية ا... جوادى آملى 6- عارف و صوفى چه مىگويد، جواد تهرانى تصوف كلمه تصوف يا به خاطر پشمينه پوشى عارفان و زهد و دورى از لطيف پوشى و يا به خاطر تلاش به جهت كسب صفاى باطن و يا به خاطر صفه نشينى جمعى از اصحاب زاهد و بى سرمايه پيامبر اكرم (ص) در مدينه انتخاب شده است.
2- تصوف
نخستين بار اين كلمه درباره «ابوهاشم صوفى» (متوفى 150 هجرى) به كار برده شد و برخى آغاز كاربرى اين كلمه را از «حسن بصرى» مىدانند.
تصوف روشى از انديشه و عمل است كه باطن آن را عرفان و عبادت و مناجات و زهد و رفق تشكيل مىدهد و ظاهرش را آداب خاص عبادى و اوراد و اذكار مخصوص هر فرقه و لباس پوشى و زينت مخصوص و ترك اهتمام به شغلهاى دنيوى و شركت در جلسات مخصوص، ذكرهاى دسته جمعى خانقاهها و تبعيت مطلق و سرسپردگى به مرشد و پير طريقت. اين ويژگىها به صورت جامع مشخصههاى تصوف است. گرچه نوع آداب و اذكار و رفتار هر فرقهاى از صوفيه با فرقههاى ديگر متفاوت است.

تصوف از قرن دوم هجرى در بين مسلمانان آغاز شد كه شايد عرفان واقعى اسلام به همراه رهبانيت مسيحىگرى مشتركا موجب پيدايش صوفيه شدند.
جمعى از صوفيان بزرگ تاريخ اسلام عبارتند از: ابوهاشم صوفى، سفيان تورى، حسن بصرى، ابراهيم ادهم، فضيل عياض، معروف كرخى، ذوالنون مصرى، بايزيد بسطامى، جنيد بغدادى، حسين بن منصور حلاج، ابوالحسن خرقانى، ابوسعيد ابوالخير، باباطاهر همدانى، خواجه عبدالله انصارى، عين القضات همدانى، شيخ احمد جامى، عبدالرحمن جامى، شيخ عبدالقادر گيلانى، شيخ نجم الدين كبرى، شيخ عطا، شيخ شهاب الدين سهروردى، ملاى رومى، صفى الدين اردبيلى و شاه نعمت الله ولى.
فرقهها
تصوف در اسلام به صدها فرقه بزرگ و كوچك تقسيم شده كه معمولاً هر فرقه بزرگ به چندين فرقه كوچك منشعب شده است. لذا دهها فرقه صوفى شيعه داريم و دهها فرفه صوفى سنى. معروفترين آن فرقهها عبارتند از: قادريه، نقشبنديه، چَشتيّه، كبرويّه، نعمت اللهى، نوربخشيه، حيدريه، كبرويه، نعمت اللهى، نوربخشيّه، حيدريه، ملاقبيّه و بكتاشيّه. كه غير از (گروه چهارم و هشتم) بقيه در ايران وجود دارند.

نقد تصوف: تصوف از آن جهت كه مشتمل بر عرفان و تزكيه نفس است، ستوده، اما داراى نواقصى است كه بدان جهت ضايعههاى فراوانى براى عالم اسلام داشته است از قبيل:
1- آداب خرافى و رسمها و سنتها و ذكرها و وردهايى كه سند شرعى ندارد و ابتكار بزرگان هر فرقه است.
2- اكثر مرشدانِ به ظاهر آراسته، شيادانى هستند كه خانقاه و مجلس ذكر را دكان پول و وجاهت و رياست قرار دادهاند.
3- بى توجهى و يا كم مهرى نسبت به شريعت و احكام و تكاليف دينى و رسالههاى عمليه و تقليد از مراجع تقليد
4- دورى و عدم انجام وظايف انقلابى و سياسى به بهانه دورى از دنيا و مشاغل دنيوى.
تصوف در اسلام چه حكمى دارد؟
تصوف از ماده صوف (پشم) از نظر لغت به معناى پشمينه پوشى و درويشى است. از نظر تاريخى مربوط به دوران پيش از اسلام بوده و در بسيارى از مذاهب وجود داشته است. در ميان مسلمين نيز اعم از سنى و شيعه فرقههاى مختلف و متعددى از متصوفه وجود دارند كه از نظر اعتقادات و اعمال، تفاوتهاى بيشمارى با يكديگر دارند.
در اين جا لازم است توجه شود كه بالاخره صوفيان در بين امت اسلامى نوعى انشعاب مذهبى ايجاد كرده و اين روش آنان از نظر شرعى مردود است. افزون بر آن هر يك از فرق صوفيه به گونهاى گرفتار بدعتها و خرافات مىباشند و راه آنان تطابق واقعى با مسير عارفان حقيقى و برجسته ندارد. بنابراين لازم است كه از پيوستن به آنها و نشر مرامشان خوددارى شود و كسانى كه به آنان تمايل پيدا كردهاند مورد راهنمايى و هدايت لازم قرار گيرند.
براى آگاهى بيشتر رجوع كنید به: 1- ارمغان خانقاه، محمد تقى رهبر 2- گفتگوى عالم و صوفى، سيد محمد مهدى مرتضوى لنگرودى 3- كلام عرفان، شهيد مطهرى 4- انگيزه پيدايش مذاهب، مكارم شيرازى