| ورود مصلاي تهران
 
مشخصات مقاله
ازدواج پیامبران دروغین

در زمان پیامبر گرامی اسلام، افراد بسیاری که بازار ادعاهای نبوت را داغ دیدند، ادعای پیامبری کردند. اشخاصی مانند سجاح بنت حارث و مسیلمه کذاب از جمله این افراد هستند.

ازدواج پیامبران دروغین
در زمان پیامبر گرامی اسلام، افراد بسیاری که بازار ادعاهای نبوت را داغ دیدند، ادعای پیامبری کردند. اشخاصی مانند سجاح بنت حارث و مسیلمه کذاب از جمله این افراد هستند. در این میان اختلافاتی میان این پیامبران دروغین شکل گرفت، که منجر به بروز جنگ میان آنان شد. سجاح که قصد جنگ با مسیلمه کذاب را داشت، لشکری مهیا نمود و عازم نبرد شد. از سوی دیگر مسیلمه که خبر لشکر کشی سجاح را شنیده بود، با یاران و پیروانش برای مقابله با او حرکت کرد. لشکریان پیامبران دروغین در نقطه ای مقابل هم صف آرایی کردند. در ابتدا قرار شد که دو پیامبر با هم اختلاط کرده تا شاید مشکل را به طریق دیگری حل کنند. به همین دلیل با هم مذاکره پرداختند، تا شاید به راه حل مناسبی غیر از جنگ دست پیدا کنند.
بنا به پیشنهاد مسیلمه خیمه ای قرمز رنگ بین دو لشکر نصب کردند. و هر دو پیامبر دروغین وارد خیمه شدند. لشکریان دو طرف در انتظار نتیجه نهائی مذاکره نشستند.

اما نتیجه مذاکره از خود جنگ جالب توجه تر بود. آنها به جای اینکه با یکدیگر مذاکره کنند، ابتدا از دیدن یکدیگر اندکی مکث کرده و نگاههای خود به هم دوختند. چرا که مسیلمه مردی جوان و قد بلند و تنومند بود، و سجاح زنی فربه و زیبا اندام. آنقدر نگاههای شهوانی بین آنان طولانی شد که آتش شهوت در آنان شعله ور شد. در این هنگام مسیلمه به سجاح گفت: از قرآنی که جبرئیل بر تو نازل کرده قدری بخوان.
سجاح گفت: این آیه را به خاطر دارم: (یا معاشر النساء خلقن ازواجاً و جعلن ازواجاً)، یعنی به درستی شما جماعت زن ها خلق شده و جفت قرار داده شدید (و جفت نولجه منکن ایلاجا و نخرجه منکن اخراجا)، یعنی فرو بردیم در شما زن ها فروبردنی و بیرون آوردیم از شما بیرون آوردنی.
مسیلمه که در آتش شهوت بی انتهای  خود می سوخت گفت: آیا میل به ازدواج و شوهر کردن داری؟ سجاح نیز که بسیار از دیدن مسیلمه تحریک شده بود گفت: آری. مسیلمه بدون خواندن خطبه عقد و تعیین مهر، همانجا با او در آمیخت. آنان سه روز در آن خیمه به عیش و عشرت و خوشگذرانی با هم مشغول بودند و بعد از سه روز بیرون آمدند. اصحاب سجاح به او گفتند: آیا با هم به توافق رسیدید؟ گفت: آری. من او را پیامبری به حق می دانم. تا اینکه او مرا به عقد خود در آورد تا مردم بگویند پیغمبری، پیغمبری دیگر را تزویج نمود. یارانش به او اعتراض کردند و گفتند: بدون خطبه عقد و تعیین مهریه! این چگونه ازدواجی است؟
سجاح نزد مسیلمه رفت و گفت: اصحاب من از تو مهریه می خواهند. مسیلمه کذاب گفت: مهریه تو برداشتن نماز صبح و عشاء است که از آنها ساقط شد. و دیگر نیاز نیست که نماز بخوانند.


سجاح بعد از مدتی توبه کرد و مسلمان شد. ولی مسیلمه کذاب همچنان به رفتار خود ادامه داد تا اینکه توسط وحشی کشته شد. در یکی از روزها وحشی به برخی از اطرافیان خود گفت: من کشنده بهترین مردم و بدترین مردم هستم. چرا که بهترین آنها حضرت حمزع (ع) و بدترین آنها مسیلمه کذاب را من کشتم.
از کرامات مسیلمه کذاب این است که هر چه می کرد خلاف آن ظاهر می شد. روزی مردم یمامه به او گفتند: رسول مدینه در چاه خشک آب دهان می ریزد و چاه طغیان می کند. تو نیز چنان کن. او نیز آب دهن به چاه انداخت، اما آب چاه به طور کلی خشک می شد. بار دیگر به او گفتند: رسول مدینه دست بر سر افراد کچل و بی مو می کشد مو می روید، تو نیز چنان کن. او با کسی چنین کرد، ولی بقیه موهای طرف نیز به کلی ریخت. به او گفتند: چگونه ادعای پیامبری می کنی در حالی که هر چه اراده می کنی خلاف آن ظاهر می شود. مسیلمه در گفت: معجزه یعنی خرق عادت. یعنی کاری کنی که دیگران نمی توانند انجام دهند. حال چه درجهت درست باشد و چه در جهت غلط.
از آیات ساختگی مسیلمه می توان به موارد زیر اشاره کرد.
1- پیک وحی به من نازل شده و چنین گفت: (الفیل ما الفیل و له خرطوم الطویل) یعنی: فیل، و فیل چیست؟ و او دارای خرطومی بلند است.
2- یا این که گفت: جبرئیل بر من نازل شده و این آیات را خواند. (ان الذین یغسلون ثیابهم و لایجدون ما یلبسون، اولئک هم المفلسون)، یعنی به درستی کسانی که لباس هایشان را می شویند و چیز دیگری را نمی یابند که بپوشند، پس اینان همان ورشکستگان هستند.

 


نوشته شده توسط:admin
تاريخ انتشار:86/09/01
تعداد بييندگان:933

برگشت