اخلاق فردی (1390/01/20 17:18:11)

 آرى تزكيه و تهذيب نفس براى رسيدن انسان به فلاح و رستگارى نه تنها موءثر است بلكه راه منحصر به فرد خواهد بود...

 در مطلب گذشته به بحث مفهوم سعادت و لذت و همچنین به بحث سعادت و شقاوت مردمان پرداختیم. سپس به بیان ویژگیهای این دو مقوله پرداخته و مسئله فلاح و رستگاری را مطرح نمودیم. اینک به ادامه مطلب به مبحث تزکیه و تقوا می رسیم.آرى تزكيه و تهذيب نفس براى رسيدن انسان به فلاح و رستگارى نه تنها موءثر است بلكه راه منحصر به فرد خواهد بود. چنانكه در آيات ديگرى به عنوان نتيجهء عبادات و غايت كارهاى شايسته انسان مطرح شده و همراه با كلمهء <لعل > بكار برده شده است , مثل آنجا كه مى فرمايد:و اذكروا الله كثيراً لعلكم تفلحون (7)يعنى : بسيار خدا را بياد آريد شايد رستگار شديدو آيه اى كه مى فرمايد:و اتقو الله لعلكم تفلحون (8)
يعنى : از خدا بترسيد تا رستگار شويد.
در اينگونه موارد كه خداوند مى خواهد مردم را وادار به تقوا, به ذكر خدا, به اجتناب از معاصى كند, با استفاده از جملهء <لعلكم تفلحون > بيان مى كند كه هدف نهايى انسان فلاح است و به انسان مى آموزد كه براى رسيدن به آن بايد اين كارهاى خوب را انجام دهد و آن كارهاى زشت را ترك كند.
قرآن فلاح و رستگارى را به عنوان هدف از انجام كارهاى خوب مطرح مى كند كه همه كارهاى عبادى و افعال شايسته را براى رسيدن به آن بايد انجام داد; ولى , هيچ گاه بارى خود فلاح , هدف و غايت ديگرى بيان نمى كند و نمى گويد: كه اگر كسى به فلاح رسيد چه مى شود چون در وراى فلاح و رستگارى هدف ديگرى و غايت گرانبهاتر و پرارزش ترى وجود ندارد. فى المثل ; در قرآن به آياتى بر مى خوريم نظير:
فاعبدنى و اقم الصلوْ لذكرى (9)يعنى : و مرا ستايش كنى و فعاز را براى ياد من بپا دار.
و نظير ان الصلوْ تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر>(10)
يعنى : هر آينهء نماز آدمى را از زشتى و بد باز مى دارد و بزرگترين ياد خدا است.كه در آنها ذكر خدا دروى گزيدن از فحشا و منكر به عنوان هدف نماز مطرح گرديده است و آيهء :  اذكرو الله كثيراً لعلكم تفلحون (11)
يعنى : و خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شديد.
كه برا ذكر خداوند ـ كه در آيات گذشته به عنوان هدف نماز مطرح شده بود ـ به نوبهء خود رسيدن به فلاح و رستگار شدن را به عنوان هدف مطرح مى كند; ولى , در هيچ يك از آيات قرآن نمى توان جمله اى را پيدا كرد كه براى خود فلاح چيز ديگرى به عنوان هدف آن معرفى شده و مثلاً بگويد: <افلحوا لعلكم كذا> به فلاح برسيد تا چنين و چنان شود. و ما از اين برخورد, نتيجه مى گيريم كه فلاح , هدف نهايى و مطلوب ذاتى است مثل سعادت كه تعبير ديگرى از هدف است كلمه <فوز> هم به معناى كاميابى و رسيدن به مطلوب است اعم از مطلوب مادى و معنوى . گمشدهء انسان در دنيا زندگى ابدى و لذت جاودانى است و مشكلات موقت را براى رسيدن به آن تحمل مى كند و هنگامى كه به آن زندگى ابدى و لذت هميشگى رسيد كامياب شده و به فوز و فلاح رسيده است . قرآن كريم در آياتى واژه فوز را با تعابير مختلف بكار برده است در جايى مى گويد<لهم جنات تجرى من تحتها الانهار ذلك الفوز الكبير>(12عنى : براى كسانيكه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام داده اند بهشتهايى است كه در آن نهرهايى جارى است و آن كاميابى بزرگى است و در آيهء ديگرى چنين آمده است كه :
رضى الله عنهم و رضوا عنه ذلك الفوز العظيم (13)
يعنى : خدا از آنان راضى و آنان نيز از خدا راضى هستند و اين كاميابى بزرگى است.
و در برخى ديگر از آيات , تعبيرى متفاوت با تعبير فوق را مورد استفاده قرار داده و مى گويد:
الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجْ عندالله و اولئك هم الفائزون يبشرهم ربهم برحمْ منه و رضوان و جنات لهم فيها نعيم مقيم خالدين فيها...>(14)
كسانى كه ايمان آوردند و در راه خدا هجرت و با اموال و جانهاشان جهاد كردند در برترى در پيشگاه خدا بزرگترند و آنان خود رستگارانند پروردگارشان به رحمتى از <جانب > خويش و خرسندى و باغهائى برايشان كه در آنها نعمتهاى ماندگار است در آنها جاودان شوند مژده شان دهد
________________________________________
1- اعلى 17
2- هود 108ـ 105
3- طه 64
4- اعلى 14
5- شمس 9
6- موءمنون 1
7- جمعه 10
8- آل عمران 130
9- طه 14
10- عنكبوت 45
11- انفال 45
12- بروج 11
13- مائده 119
14- توبه 21ـ 20
15- زلزال 87
16- نساء 123
17- حج 77
18- يونس 52
19- توبه 95
20- اسراء 7
21- نمل 92
22- نمل 40
23- فصلت 46
24- زمر 7
25- انعام 164
________________________________________
برگرفته از كتاب اخلاق در قرآن
اثر استاد مصباح يزدي