| ورود مصلاي تهران
 
مشخصات مقاله
اگر كسى تارك الصلاه باشد و دنبال خلاف شرع هم نباشد خدا با او چگونه‏ برخورد خواهد كرد؟

در روايت از امام صادق )ع( آمده است: اول چيزى كه در قيامت مى‏پرسند نماز است، اگر قبول شد ساير عبادات نيز مقبول است،(1) نيز امام صادق )ع( فرمودند: »شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمارد نمى‏رسد«،(2) بنابراين كسى كه نماز نخواند هيچ عمل مقبولى ندارد و از شفاعت نيز بهره‏اى نمى‏برد و جايگاه او در سخت‏ترين عذاب‏ها يعنى »سقر« مى‏باشد. قرآن مجيد مى‏فرمايد ملكه دوزخ از جهنميان مى‏پرسد »چه چيز شما را به سقر انداخت؟ گويند: ما نمازگزار نبوده‏ايم«،(3). پى‏نوشت‏ (1) )محاسن برقى، ج 1، ص 81) (2) )همان، ص 80) (3) )مدثر، آيه 42) مفاد آيه‏ى )لا اكراه فى الدين( چگونه با اجبار در نماز و روزه و اجراى حدودو تعزيرات سازگار است؟ نخست بايد به اين حقيقت آشكار و بديهى اشاره كرد كه در هر نظام و جامعه‏اى، براى جلوگيرى از اخلال و اختلال و بسترسازى براى رشد و توسعه‏ى جامعه، قوانين و مقررات و احكام حقوقى، اجتماعى وضع مى‏شود كه بدون آن، جامعه قابل اداره و كنترل نيست. همه‏ى افرادى كه ورود به اين جامعه را پذيرفتند، ملزم، و به عبارتى مجبور به رعايت آن قوانين مى‏باشند تا طبق برنامه و اهداف تعيين شده، امور زندگى به پيش رود و رشد و توسعه‏ى مورد نظر قابل دستيابى باشد و در صورتى كه برخى به مخالفت و خلاف‏كارى برخيزند، بايد منتظر مجازات و جريمه باشند. شريعت اسلام و نظام اسلامى نيز از اين قاعده‏ى كلى مستثنا نيست و براى اين‏كه افراد تحت پوشش خود را به رشد و تعالى و هدف غايى برساند، درباره‏ى چگونگى عبادت و شيوه‏ى كار و درآمد و نحوه‏ى ارتباط با هم‏ديگر، داراى احكام و قوانين مى‏باشد. براى خطاكاران و مخالفت‏ورزان، مجازات‏هايى در نظر گرفته است. با اين تفاوت كه اگر مخالفت و خلاف‏كارى افراد، در حيطه‏ى امور فردى خلاصه شود و آثار سوء آن دامن‏گير جامعه و ظهور در اجتماع نشود، تنها مرتكب »گناه« شده است و در آخرت حساب‏رسى مى‏شود ولى اگر خطاكارى او، آثار نامطلوب در جامعه بگذارد، علاوه بر گناه، »جرم« نيز مى‏باشد و مستحق مجازات و جريمه در دنيا نيز مى‏شود. بنابر آن‏چه گفته شد، علاوه بر اين‏كه در پذيرش شريعت اسلام اجبارى نيست، پس از پذيرش اسلام نيز درباره‏ى نماز و روزه و. و ديگر احكام و دستورات شرعى، تا آن‏جا كه به امور شخصى افراد مربوط مى‏شود، آنان در انجام و ترك آن آزاد و مختار مى‏باشند. كسى حق تفتيش عقايد و تجسس در امور شخصى افراد ندارد و تنها به گناه آنان در آخرت رسيدگى مى‏شود. چنان كه درباره‏ى اعتقاد و گرايش به دين مى‏خوانيم: فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ(1). و درباره‏ى امور شخصى مى‏خوانيم: وَ لا تَجَسَّسُوا(2) پى‏نوشت‏ (1) )سوره‏ى كهف (18)، آيه‏ى 29- ر. ك: هادى معرفت، التمهيد، ج 2، ص 325 -6- تفسير شبّر، ذيل آيه‏ى 256 بقره( (2) )سوره‏ى حجرات (49)، آيه‏ى 12)


نوشته شده توسط:admin
تاريخ انتشار:86/06/22
تعداد بييندگان:155

برگشت