در روايت از امام صادق )ع( آمده است: اول چيزى كه در قيامت مىپرسند نماز است، اگر قبول شد ساير عبادات نيز مقبول است،(1) نيز امام صادق )ع( فرمودند: »شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمارد نمىرسد«،(2) بنابراين كسى كه نماز نخواند هيچ عمل مقبولى ندارد و از شفاعت نيز بهرهاى نمىبرد و جايگاه او در سختترين عذابها يعنى »سقر« مىباشد. قرآن مجيد مىفرمايد ملكه دوزخ از جهنميان مىپرسد »چه چيز شما را به سقر انداخت؟ گويند: ما نمازگزار نبودهايم«،(3). پىنوشت (1) )محاسن برقى، ج 1، ص 81) (2) )همان، ص 80) (3) )مدثر، آيه 42) مفاد آيهى )لا اكراه فى الدين( چگونه با اجبار در نماز و روزه و اجراى حدودو تعزيرات سازگار است؟ نخست بايد به اين حقيقت آشكار و بديهى اشاره كرد كه در هر نظام و جامعهاى، براى جلوگيرى از اخلال و اختلال و بسترسازى براى رشد و توسعهى جامعه، قوانين و مقررات و احكام حقوقى، اجتماعى وضع مىشود كه بدون آن، جامعه قابل اداره و كنترل نيست. همهى افرادى كه ورود به اين جامعه را پذيرفتند، ملزم، و به عبارتى مجبور به رعايت آن قوانين مىباشند تا طبق برنامه و اهداف تعيين شده، امور زندگى به پيش رود و رشد و توسعهى مورد نظر قابل دستيابى باشد و در صورتى كه برخى به مخالفت و خلافكارى برخيزند، بايد منتظر مجازات و جريمه باشند. شريعت اسلام و نظام اسلامى نيز از اين قاعدهى كلى مستثنا نيست و براى اينكه افراد تحت پوشش خود را به رشد و تعالى و هدف غايى برساند، دربارهى چگونگى عبادت و شيوهى كار و درآمد و نحوهى ارتباط با همديگر، داراى احكام و قوانين مىباشد. براى خطاكاران و مخالفتورزان، مجازاتهايى در نظر گرفته است. با اين تفاوت كه اگر مخالفت و خلافكارى افراد، در حيطهى امور فردى خلاصه شود و آثار سوء آن دامنگير جامعه و ظهور در اجتماع نشود، تنها مرتكب »گناه« شده است و در آخرت حسابرسى مىشود ولى اگر خطاكارى او، آثار نامطلوب در جامعه بگذارد، علاوه بر گناه، »جرم« نيز مىباشد و مستحق مجازات و جريمه در دنيا نيز مىشود. بنابر آنچه گفته شد، علاوه بر اينكه در پذيرش شريعت اسلام اجبارى نيست، پس از پذيرش اسلام نيز دربارهى نماز و روزه و. و ديگر احكام و دستورات شرعى، تا آنجا كه به امور شخصى افراد مربوط مىشود، آنان در انجام و ترك آن آزاد و مختار مىباشند. كسى حق تفتيش عقايد و تجسس در امور شخصى افراد ندارد و تنها به گناه آنان در آخرت رسيدگى مىشود. چنان كه دربارهى اعتقاد و گرايش به دين مىخوانيم: فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ(1). و دربارهى امور شخصى مىخوانيم: وَ لا تَجَسَّسُوا(2) پىنوشت (1) )سورهى كهف (18)، آيهى 29- ر. ك: هادى معرفت، التمهيد، ج 2، ص 325 -6- تفسير شبّر، ذيل آيهى 256 بقره( (2) )سورهى حجرات (49)، آيهى 12)